chiffons اروپا ترکیه قوانین پیشنهادات

chiffons: اروپا ترکیه قوانین پیشنهادات اتحادیه اروپا اخبار بین الملل

بعد از انتخابات پرحاشيه سال ٨٨ خيلي چيزها در جريان اصلاحات عوض شد. خيلي ها به حاشيه رانده شدند و برخي هم در كانون توجه قرار گرفتند. با نزديك شدن به سال ٩٢ و پاي

سكوت و فحش خوري

سكوت و فحش خوري

عبارات مهم : انتخابات

بعد از انتخابات پرحاشيه سال ٨٨ خيلي چيزها در جريان اصلاحات عوض شد. خيلي ها به حاشيه رانده شدند و برخي هم در كانون توجه قرار گرفتند. با نزديك شدن به سال ٩٢ و پايان كار دولت احمدي نژاد بود كه اصلاح طلبان فهميدند اگر مي خواهند در عرصه بمانند، بايد رويكرد ديگري اتخاذ كنند. فهميدند آنقدر از غيرخودي ها ضربه خورده اند كه ديگر تاب تحمل ضربات احتمالي خودي ها را ندارند. فهميدند بايد متحدتر از هميشه باشند و به نفع اهداف مشترك ازخودگذشتگي كنند و در اين راهبرد، قرار شد كار اصلي را محمدرضا عارف انجام دهد. او هم به هر طريق از خود گذشتگي كرد و از انتخابات كنار رفت تا اهداف اصلاحات طلبانه محقق شود؛ حتي با حال و هوايي معتدل و روحاني!

سكوت و فحش خوري

اصلاح طلبان همان وقت همچنين فهميدند براي اتحاد نيازمند شورا و مشورتند. فهميدند بدون اتاق فكر و نقش آفريني هر آنچه از شخصيت متنفذ و حزب موثر دارند، راه به جايي نمي برند. بعد دست به تشكيل يك شوراي عالي سياستگذاري زدند و با تعريف گام هاي سه گانه به مدد صندوق هاي راي و پايگاه اجتماعي ارزش كه به خصوص در ابتداي راه، قدرتمندتر از هر وقت ديگري بود، در ٦ سالِ بعد از دولت يازدهم، كرسي هاي مجلس دهم و خبرگان پنجم و بعد از آن، دولت دوازدهم و شوراهاي پنجم را تصاحب كردند و اكنون، بيش از هر وقت ديگري بايد پاسخگوي اعتماد اجتماعي اين سال ها باشند.

محمدرضا عارف كه در تمام اين سال ها يكي از نفرات اصلي جريان اصلاحات در عرصه بيروني و به اصطلاح برابر لنز دوربين ها بوده، به عنوان سرليست فهرست اميد پایتخت کشور عزیزمان ایران به همراه ٢٩ نفر ديگر وارد مجلس شد و رياست فراكسيون اميد را برعهده گرفت.

بعد از انتخابات پرحاشيه سال ٨٨ خيلي چيزها در جريان اصلاحات عوض شد. خيلي ها به حاشيه رانده شدند و برخي هم در كانون توجه قرار گرفتند. با نزديك شدن به سال ٩٢ و پاي

همزمان به عنوان رييس شوراي عالي سياستگذاري اصلاح طلبان، فهرست هاي انتخاباتي شوراهاي شهر را بست و درادامه رياست شورايي متشكل از ٣٠ نماينده پایتخت کشور عزیزمان ایران و ٢١ عضو اصلاح طلب شوراي شهر پايتخت را برعهده گرفت ولی درتمام اين مدت بيشترين انتقادها را به خاطر مشي و مرامي تحمل كرد كه خود، آن را راهبردي استراتژيك مي داند و از آن به عنوان «استراتژي سكوت و فحش خوري آگاهانه» به عنوان يكي از الزامات بي بروبر گرد اين مسير پر فراز و نشيب ياد مي كند. او همزمان اعتقاد است آن وقت كه مورد نیاز باشد «فرياد» هم خواهد زد!

بعد از انتخابات امسال، اعلام شد كه شوراي عالي سياستگذاري اصلاح طلبان، با مكانيزم هايي كه درون خودش تعريف كرده، دست به آسيب شناسي كلي زده و از نخبگان و فعالان آشنا شده است نظرخواهي كرده تا اشكالات و انتقاداتي را كه وجود دارد، برطرف كند. چند ماهي است كه اعلام مي شود اين ارزشيابي ها انجام شده، آسيب شناسي اتفاق افتاده، ولي در عرصه عمومي خروجي آن را نمي بينيم. يعني نه اعلام مي شود كه اين آسيب ها چه بوده، نه اعلام مي شود كه چقدر اين انتقادات وارد بوده يا وارد نبوده. آيا قرار است تغييري چه به لحاظ تركيب و چه به لحاظ نحوه عملكرد، در شوراي عالي اتفاق افتد؟ فضاي مبهمي ايجاد شده است كه القا مي كند شوراي عالي، نهادي است كه يك سال قبل از انتخابات شروع به فعاليت مي كند و بعد از انتخابات، كار را تعطيل مي كند تا يك سال قبل از انتخابات بعدي؛ آخرين وضعيت شوراي عالي چگونه است؟

به نظرم اينكه ما بعد از انتخابات وارد مرحله آسيب شناسي شويم، امري طبيعي و مورد نیاز است و در ذات گفتمان اصلاحات نهفته هست. ما تعصبي نسبت به تصميمات گذشته نداريم. صرفا تعصب داريم كه بهتر عمل و اشكالات را برطرف كنيم. دوره قبل هم همين روند را طي كرديم. بعد از انتخابات مجلس همين روند را طي و تغييراتي در ساختار شوراي عالي ايجاد كرديم.

سكوت و فحش خوري

در دوره دوم شوراي عالي با تخريب هاي بيشتري روبه رو شديم كه البته براي ما طبيعي بود چراكه به هر حال دستاورد شوراي عالي براي عده اي سنگين تمام شده است بود. وقتي كل ليست پایتخت کشور عزیزمان ایران در مجلس راي آورد، رقيب، اين رويداد بزرگ را تصادف تلقي مي كرد. رقبا مي گفتند در دوره بعد اين اتفاق نمي افتد ولی دوره بعد و در انتخابات شوراها، پيروزي ما قوي تر از دوره قبل محقق شد. طبيعتا مسابقه ها و برخي مسائلي كه درون جبهه اصلاحات داريم نيز هجمه هايي را متوجه اين نهاد مي كرد. قرار نيست درون اين جريان همه عين هم فكر كنند. اختلاف نظرهايي بود و هست. گاهي تعصب هاي حزبي، حتي تعصب هاي فردي در عمل مطرح مي شود و وقتي وارد مصداق و گزينش نامزدها مي شويم اختلاف نظرها و بحث هايي كه پيش مي آيد، منجر به بروز مشكلاتي مي شود و به همين دليل، اين بار جدي تر از دفعه قبل وارد بحث آسيب شناسي شديم.

در دوره قبل، از كليه احزاب عضو شوراي عالي و واحدهاي استاني نظرسنجي كرديم ولی در نوبت اخير، دركنار همين روند، از حدود ٧٠-٦٠ نفر از صورت هاي شاخص و نخبه جامعه كه در رسانه ها و تريبون ها نسبت به عملكرد شوراي عالي انتقاداتي مطرح كرده بودند، به صورت رسمي دعوت كرديم و با ارسال نامه هايي، از آنها نظرخواهي كرديم آیا كه مبناي ما اين بود كه براي حفظ انسجام بايد اشكالات حتي الامكان مرتفع شود. البته هميشه پيش فرض ما حفظ وحدت و تقويت انسجام درون جبهه اصلاحات بوده است و بر اينكه چه تشكيلاتي و با چه ساز و كاري، بتواند اين روش را مديريت كند، تعصبي وجود ندارد.

بعد از انتخابات پرحاشيه سال ٨٨ خيلي چيزها در جريان اصلاحات عوض شد. خيلي ها به حاشيه رانده شدند و برخي هم در كانون توجه قرار گرفتند. با نزديك شدن به سال ٩٢ و پاي

از آخرهای دوره اول چند حزب عضو شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات نامه نوشتند كه ماموريت شوراي عالي به اتمام رسيده و بايد شوراي هماهنگي وارد كار شود كه اتفاقا در اين رابطه در جلسات شوراي عالي بحث كرديم و به اين نتيجه رسيديم كه اين مساله، مربوط به شوراي عالي نيست، بلكه مربوط به شوراي هماهنگي است چراكه كل اعضاي شوراي هماهنگي در شوراي عالي عضويت داشتند و بايد نظر شوراي هماهنگي به شوراي عالي اعلام شود كه در اين صورت به طور طبيعي، نقطه نظرات اين احزاب نيز لحاظ مي شد. از طرفي بعضي از اين دوستان مي ‎گفتند كه تشكيل شوراي عالي باعث تضعيف احزاب شده است هست. اين انتقاد براي ما بسيار جدي بود. به خصوص بنده، بارها و بارها مطرح كرده بودم كه ما فرض مان اين است كه تشكيل شوراي عالي بايد باعث انسجام جريان اصلاحات و تقويت احزاب شود. اگر در جاهايي، عملكرد ما باعث تضعيف احزاب شده، بگوييد كه آن را اصلاح و اشكالات را برطرف كنيم. حقيقتا تا به حال هيچ مصداقي مبني بر اينكه شوراي عالي باعث تضعيف عملكرد حزبي شده است نديده ‎ايم. البته ممكن هست، حزبي بگويد در فلان ليست، اعضاي حزب ما حضور ندارند كه آن هم مربوط به رويكرد ما بوده است و قرار نبود به كسي يا حزبي سهم بدهيم. احزاب فراواني داشتيم و بنا بود حركت مان جبهه اي باشد و اين روش به تاييد شوراي عالي نيز رسيده بود كه در انتخابات نمي توانيم به حزب يا احزابي سهميه بدهيم.

به هر حال ما تاكيد داشتيم كه بايد بيشتر مواظبت كنيم تا واکنش‌ها ما باعث تقويت گفتمان و در نهايت تقويت احزاب شود. به خصوص باتوجه به هجمه هايي كه ٣- ٢ ماه بعد از انتخابات شوراها به ليست شوراي شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران وارد مي شد، بسيار شديد بود و گفتيم اين دفعه در ارزيابي عجله نكنيم و دقيق تر بررسي كنيم. آیا كه وقت بيشتري داشتيم. در دور قبلي، وقت زيادي نداشتيم. از انتخابات قبل تا شوراها، صرفا يك سال وقت داشتيم و بايد در يك وقت محدود چند ماهه تصميم گيري مي كرديم.

سكوت و فحش خوري

اين دوره وقت بيشتر داشتيم و بحث ما اين بود كه بتوانيم به ساز و كاري ماندگار برسيم؛ ساز و كاري كه صرفا اين طور تلقي نشود كه اين ساز و كار فقط براي انتخابات بوده هست. باوجود آنكه بعضي از اعضاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات اين تلقي را داشتند، تلقي من چيز ديگري بود. از اول كه پذيرفتم كه به اين شورا بروم، تلقي ام اين بود كه شوراي عالي بايد به عنوان يك نهاد هماهنگ كننده و انسجام بخش در كل جريان اصلاحات باشد آیا كه اولا احزاب اصلاح طلب محدود به اين ١٨ تا٢٠ حزب نمي شوند و احزاب اصلاح طلب ديگري هم در سطح ملي و استاني داريم كه در شوراي عالي نماينده رسمي ندارند و ثانيا برخي از شخصيت هاي برجسته و تاثيرگذار در جريان اصلاحات داريم كه تاثيرگذاري بسياري در استان ها و مركز دارند و مسلما نمي توان اين ظرفيت ها را ناديده گرفت. البته وقتي وارد رويكرد حزبي شويم، اينها ناديده گرفته مي شوند. واضح است كه در نهايت و در درازمدت، رويكرد ما بايد حزبي باشد و در يك مقطع زماني كه ان شاءالله نبايد آن‎قدرها دير باشد، بايد به يك حزب يا چند حزب فراگير برسيم و اين يك يا چند حزب فراگير، بايد محور فعاليت ها باشند كه راحت بتوانيم كار كنيم و پاسخگوي مردم باشيم. ولی در حال حاضر اين شرايط فراهم نيست. بنابراين ارزيابي ها در اين مسير انجام شد و به دور از تعجيل، آسيب شناسي را از طريق كميته امور استان ها پيگيري كرديم و در ادامه، كميته خاصي به اين منظور تشكيل شد و خوشبختانه به نتايج خوبي هم رسيديم.

به برخي از نتايج و جمع بندي ها اشاره مي كنم يك نتيجه گيري اين بود كه اين شورا نبايد فقط شوراي عالي انتخابات باشد؛ بلكه بايد ماندگار باشد. بعد از تشكيل مجلس دهم اين پرسش جدي پيش آمد كه اكنون فراكسيون اميد بايد پاسخگوي چه نهادي باشد؟ اگر شوراي عالي نباشد، دوستان در مجلس بخواهند رايزني كنند تشكيلات بالاسري آنها كجاست؟ اگر بگوييم شوراي عالي منحل شده، مردم مي گويند حالا كه از ما راي گرفتيد، از اين به بعد چه كسي مطالبات ما را پيگيري مي كند؟ بنابراين حتي در آن وقت هم بايد شوراي عالي حفظ مي شد تا پاسخگوي مطالبات مردم باشد. بعد از آن در دور دوم كه اين بحث جدي تر شد كه بايد تشكيلات شوراي عالي پايدار و مستمر بماند. در نظرسنجي ها و آسيب شناسي هاي اخير اين نكته مورد تاكيد قرار داده شد كه شوراي عالي سياستگذاري بايد ماندگار بماند. روي تركيب اعضا خيلي بحث شد. مي دانيد كه در دوره اول، تعداد اعضاي حقيقي و حقوقي برابر بود. برخي احزاب معترض بودند. در دور دوم، تعداد اعضاي حقيقي نصف تعداد اعضاي حقوقي شد. يعني تركيب شوراها به صورت يك سوم اعضاي حقيقي و دوسوم اعضاي حقوقي.

حقيقي ها كم شدند…

تعداد اعضاي حقيقي، نصف حقوقي ها شدند. در دوره جديد، جالب اين بود كه در برخي از نظرسنجي ها، بحث اين بود كه تعداد حقيقي ها اوج بروند و با تعداد اعضاي حقوقي برابر شوند ولی جمع بندي ما اين است كه بايد وضع موجود حفظ شده است و همان نسبت يك سوم به دوم سوم بماند. در شرح وظايف و راهبردهاي اصلي با نظر تعيين كننده اي كه روش يا رويكرد شورا را تغيير دهد، مواجه نشديم. برخي نقطه نظرات پيرامون شيوه اجراست كه قطعا بايد در شوراي عالي مورد توجه قرار گيرد. هر دوره ممكن است با سازوكاري، ليست را ببنديم. روي اعضاي حقيقي خيلي بحث شد. شايد مهم ترين دليلي كه تاكنون نتوانستيم تركيب شوراي عالي را اعلام كنيم، همين مساله هست. در نهايت دو نظر مطرح شد؛ يك نظر اينكه در هر استان، اصلاح طلبان استان متناسب با سهميه استان، چند نفر را گزینش كنند. اين چند نفر در كل كشور، به عنوان نمونه جمعيت ٢٠٠ تا ٢٥٠ نفر شده است و اينها، اعضاي حقيقي را گزینش كنند. خيلي هم بحث شد كه اين روش مي تواند نكات مثبت و منفي داشته باشد ولي در نهايت به اين نتيجه رسيديم كه در حال حاضر اين روش خيلي عملي نيست. يك روش ديگر هم كه تقريبا در اين دو دوره عمل شد كه كارگروه ويژه اي، به ميزان دوبرابر يا سه برابر افرادي را كه جامعيت و مقبوليت عام در جريان اصلاحات دارند گزینش كنند و در ادامه با مكانيزمي به تعداد نهايي حدود ١٢ تا ١٥ نفر برسيم.

ملاحظه اي كه عده اي در دوره قبل درمورد افرادي كه گزینش شدند، داشتند اين بود كه برخي افرادي كه بدون وابستگي حزبي گزینش شده است بودند، عضو يك حزب بودند. درنتيجه احساس مي شد در شوراي عالي يك حزب، طرفداراني دارد.

آن حزب كه منحل اعلام شده!

نه، احزابي كه الان هستند و فعاليت مي كنند، اين دفعه قرار شد جدي تر به اين ملاحظه توجه شود كه حتي الامكان، افرادي كه گزینش مي شوند، سبقه حزبي نداشته باشند يا كمرنگ باشد يا طوري باشد كه تلقي نشود كه به عنوان نمونه حزبي بيش از احزاب ديگر در شورا، وزن دارد.

آنچه باعث شده است كه تاكنون تركيب جديد شورا را اعلام نكنيم، اين است كه اولا براي ما فوريت چنداني ندارد و همچنان وقت داريم. ما اين طرح را همه جا مطرح كرديم و همچنان مشغول رايزني هستيم تا براساس بازخوردهايي كه دريافت مي شود، ساختار را اصلاح كنيم. چون وقتي ابلاغ و تصميم گيري شد، ديگر نمي توان ساختار را تغيير داد. مهم ترين مساله ما چگونگي گزینش افراد حقيقي است كه هنوز هم عنوان باز است و آمادگي پذيرفتن پيشنهاد جديد را داريم.

تا چه زماني قرار هست، باز باشد؟ آيا زماني را مشخص كرديد كه كي قرار است اعلام شود؟

بنده قبلا در ٢ مقطع، وقت اعلام نتايج را مهر و آبان اعلام كردم ولی از آنجا كه واقعا تصميمات جانيفتاده، نبايد عجله كنيم و مورد نیاز است به اجماع خوبي برسيم.

پيش بيني شما چيست؟ چه زماني مي توانيد اعلام كنيد؟ به عنوان نمونه اسفند امسال؟ آيا اصلا امسال تمام مي شود؟

اميدوارم تا پايان سال جاري تركيب جديد شوراي عالي اعلام شود.

گلايه اي كه مطرح هست، اين است كه نبايد در توصيف نقدي كه به ليست اصلاح طلبان در شورا وارد شد، از عنوان «هجمه» استفاده كنيد.

البته من از اصطلاح هجمه براي نقد به ليست استفاده نكردم.

گفتيد در انتخابات شورا با هجمه مواجه شديم. درحالي كه انتقادها در آن وقت مشخصا در مورد ليست بود.

به ليست كه انتقاد مي شود و اين طبيعي است و ما از انتقاد استقبال مي كنيم. ان شاءالله با توجه به انتقادها تلاش مي كنيم اشكالات را برطرف كنيم.

اگر اجازه بدهيد وارد مصاديق شويم؛ ما حزبي داريم كه كل اعضاي شوراي مركزي آن با كساني كه در آن دفتر كار مي كنند، جمعا ٢٠ نفر هم نمي شوند. در برابر حزبي داريم كه سراسري است و در ٣٠ استان دفتر و تشكيلات دارد و كار مي كند. اين ٢ حزب در شوراي عالي، هركدام يك راي دارند. آيا قرار نيست اين مشكل برطرف شود؟ آيا نمي خواهيم به اعضاي حقوقي شوراي عالي وزن بدهيم؟

اين بحث، به طور مفصل مطرح شد. در دور اخير هم هيچ كس تاييد نكرد كه اعضا، متناسب با وزن خود حضور داشته باشند. آیا كه كار سختي است: اولا تعيين وزن منجر به اختلاف و دعوا مي شود و در ثاني اين مساله، عملي هم نيست. خوشبختانه قانون جديد احزاب كه ممكن است به آن نقد هم داشته باشيم، به احزاب سامان مي دهد. قرار است اين قانون اجرا شود و حزب به مفهوم قانون جديد، حزبي است كه حداقل نفرات را داشته باشد و كنگره آنها تشكيل شود و در تعداد مشخصي از استان ها نيز شعبه فعال داشته باشد، به طور طبيعي آنها مي توانند عضو باشند. به هر حال اگر بخواهيم وارد وزن كشي شويم، چون هيچ حزبي نمي تواند ليست دقيق اعضاي خود را به ما بدهد، به مشكل برمي خوريم چراكه عده اي سمپات هستند و يك دفعه اسم مي نويسند يا اسم هايي نوشته مي شود كه معلوم نيست اعضاي فعال هستند يا خير.

ما اين مشكل را در انجمن هاي علمي داريم كه به عنوان نمونه آمار مي دهند كه ٥٠٠ عضو دارند ولی وقتي مي خواهد كنگره تشكيل شود، اين ٥٠٠ نفر، ١١٠ نفر مي شود چرا؟ چون مي گويند بقيه ٣٩٠ نفر، حق عضويت ندادند و يك سال است حضور ندارند. حالا پرسش پيش مي آيد كه كدام عدد را ملاك قرار دهيم؟ بنابراين نمي شود خيلي دقيق بررسي كرد. به همين دليل خوشبختانه يا متاسفانه هنوز عملا نتوانستيم بحث وزن كشي را كه بارها مطرح شد، پي بگيريم و در بررسي ها و آسيب شناسي ها در نظر گرفتن وزن احزاب به تاييد نرسيد.

نكته ديگر راجع به عملكرد شوراي عالي سياستگذاري است كه باتوجه به اينكه علنا اتفاق افتاده با ذكر مصداق اشاره مي كنم. در جريان انتخابات اخير، شاهد بوديم يكي از اعضاي هيات رييسه شوراي عالي، از يك ليست فرعي حمايت كرد. بعد از انجام روند انتخابات هم هيچ برخوردي نه با حزب ايشان شد و نه با خود ايشان و اگر برخوردي هم صورت گرفت، جامعه بي خبر هست. يعني هزينه تخلف، عهدشكني و واکنش‌ها غيرتشكيلاتي در جريان اصلاحات پايين آمده هست. راه حل چيست؟!

در اين قبيل موارد هيات داوري شوراي عالي اقداماتي را انجام داد كه فعلا نمي خواهيم خيلي رسانه اي شود.

دقيقا مشكل همين جاست.

مساله اين است كه ما نمي خواهيم پرسشها درون تشكيلاتي را خيلي مطرح كنيم. انسجام براي ما خيلي مهم هست. براي اينكه انسجام حفظ شود، سكوت، تحمل، سعه صدر و بعضا فحش خوري را يك اصل مي دانيم. شرايط كشور ايجاد مي كند كه ما انسجام خود را حفظ كنيم، همدلي و همراهي داشته باشيم.

آيا الان بدنه تشكيلات اصلاحات آنقدر قوي است كه اگر كار به اينجا برسد، انشعاب اتفاق نيفتد.

بله. انشعاب اتفاق نمي افتد. من مطمئنم. اين ليست هاي جداگانه كه دادند، تكليف را روشن كرد. آیا كه بالاترين رايي كه به دست آوردند، كمتر از صدهزار راي بود. مردم نشان دادند بالاخره حدود ٥٠ ليست موازي آمد و مردم، ليست واقعي را تشخيص دادند. البته اين تشخيص مردم، مسووليت ما را خيلي سنگين كرده هست. اگر نتوانيم پاسخگوي مطالبات و اعتماد مردم باشيم در انتخابات سال ٩٨، با پرسشها جدي روبه رو مي شويم. آقاياني كه مدعي بودند راي اصلاحات راي آنهاست، با ليستي كه دادند، نشان دادند كه با همه تبليغات و همه فعاليت هايي كه كردند، حداكثر ٧٠-٦٠ هزار راي مي آورند و اميدوارم براي همه آنها هشدار جدي و درس باشد و با انسجام بيشتر و همدلي فعاليت هاي خود را انجام دهند.

در مقطعي شاهد بوديم كه بعضي آقايان، خرج خود را از شوراي عالي جدا كردند. شما به هر نحوي، اين آقايان را برگردانديد و آنها دوباره خروج كردند. يعني حتي پايبند به همان شوراي هماهنگي هم نماندند و كميته انتخابات احزاب اصلاح طلب راه انداختند. وقتي آن واکنش‌ها پذيرفته مي شود و بدنه فعال مي بيند هيچ برخوردي با آن نمي شود، عملا جبهه اصلاحات، به جرياني تبديل مي شود كه هزينه تخلف و تخطي را نمي دهد. يعني متخلفان و كساني كه كار غيرتشكيلاتي مي كنند، هيچ هزينه اي پرداخت نمي كنند. هركس قبل از انتخابات از ليست خوشش بيايد، مي ماند و اگر خوشش نيايد، انشعاب مي كند و باز در انتخابات بعدي دنبال او مي فرستند كه بيايند و عضو هيات رييسه باشند؟ آيا اين اشكال كار را مي پذيريد؟

كاملا. نمي خواهم اكنون به آن پرسشها بپردازم. انتظار هم اين است كه جريان اصلاحات و نخبگان اين جريان اين عنوان را آسيب شناسي كنند كه بايد چه كار كرد؟ اين بحث جدي ما بوده كه گرچه نسبت به گذشته، خيلي از پرسشها حل شده است هست. انسجام جريان اصلاحات را در دهه ٩٠ با دهه هاي ٨٠ و ٧٠ مقايسه كنيد. ما راضي هستيم. واقعا هم احترام مي گذارند. شما شاهديد احزاب همان افراد هم در شوراي عالي عضويت دارند. همان چند نفري كه گفتيد، احزاب آنها عضو هستند. اگر آقاي رهامي حضور ندارد، حزب ارزش يعني انجمن اسلامي مدرسين عضو شوراي عالي سياستگذاري است و ان شاءالله اين دوستان هم فعاليت هاي خود را با هماهنگي بيشتر دنبال كنند.

شايد به اين خاطر باشد كه آقاي رهامي ديگر دبيركل نيست.

در انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه ها عضو است.

آيا مي توان اين طور تحليل كرد كه ديگر اعضاي انجمن اسلامي مدرسين با راي ندادن به آقاي رهامي به عنوان دبيركل، با اين واکنش‌ها برخورد كرده اند؟

من چنين تحليلي ندارم.

اجازه دهيد وارد بحث استراتژي سكوت و فحش خوري كه گفتيد، بشويم. به عنوان نمونه گاهي اعضاي فراكسيون يا اعضاي فعال جبهه اصلاحات، موضع گيري مي كنند، حرف مي زنند ولي آقاي عارف سكوت مي كند. قاعدتا شما از حرف هايي كه در موردتان به خاطر اين سكوت زده مي شود، بي خبر نيستيد؛ لطفا بگوييد دليل اين سكوت آگاهانه در بسياري از مواردي كه بحث دسيسه و توطئه نيست و واقعا بدنه فعال اجتماعي انتظار دارد از نفر اول پایتخت کشور عزیزمان ایران كه موضع گيري كند، چيست؟!

اولا بحث ما و شعار ما آرامش بوده و بايد اين را بپذيريم. نكته ديگر اينكه حركت ما حركت گفتماني و تقويت گفتمان بوده هست. بنابر اين اگر واکنش‌ها و كردارمان طوري شد كه همه گفتمان به يك نفر، دو نفر، سه نفر ختم شد، به شدت آسيب پذيري ما اوج مي رود. چه قدرت باشد، چه مسووليت باشد و چه امتياز. بايد پخش شود.

ما اين رويكرد را در فراكسيون اميد دنبال مي كنيم. گاهي موضعي كه يك نفر مي گيرد، كاملا هماهنگ شده است هست. به عنوان نمونه كاري كه زن سعيدي با ٢ نفر از دانشجويان متحصن ستاره دار انجام داد. تصميم فراكسيون و با هماهنگي ما بود. جلسه بعدي هم برگزار شد و عنوان حل شد. آيا واقعا بهتر است كارهايي كه يك جمع انجام مي دهد، به حساب يك نفر يا رييس فراكسيون گذاشته شود؟ روحيه بعضي روساي فراكسيون و سياسيون اينطور هست. يا اينكه به حساب جمع گذاشته شود. مي خواهيم بگوييم اين رفتاري است كه گفتمان اصلاحات نسبت به آن تاكيد دارد و سعي مي كنيم حركات جمعي و با يك نوع تقسيم كار همراه باشد.

در تركيب شوراي نظارت بر انتخابات شوراها، مسووليت شخص من اين بود كه تلاش كنيم در تركيب شوراي نظارت اكثريت را به دست آوريم و خيلي از دوستان فراكسيون اميد به من مي گفتند اگر اين چيزي كه مي گوييد اتفاق نيفتد، عامل شكست، شما خواهيد بود. ولی پيروز شديم. من نمي خواهم اين پيروزي را فردي كنم. نبايد هم فردي كنم. چون اگر فردي شود، گفتمان اوج نمي گيرد، بقيه افراد چه زماني بايد نقش آفرين باشند؟ آیا موضع كليدي و محوري را رييس فراكسيون بگيرد.

رييس فراكسيون يك نفر است و ممكن است فردا شخص ديگري رييس فراكسيون باشد. منش و روش ما اين بوده و لااقل احساس مي كنم كه اين شيوه درست هست. بله، اگر بخواهيم يك نفر را مطرح كنيم و هر روز اسم او مطرح شود، بحث ديگري هست. كارهايي كه برخي جريانات سياسي مي كنند. ما هم بلد هستيم، بيشتر از بقيه هم بلد هستيم. چه كنيم كه شعار ما آرامش و اخلاق است و ما پايبند به اخلاق هستيم. من حق ندارم از حق و امكان ديگران، به نفع خودم استفاده كنم. والا هر روز قرعه نطق به اسم فرزند هاي ما درمي آيد. اعضاي فراكسيون هم آمادگي اين را دارند كه وقت ارزش را به من بدهند. من وظايف ديگري هم در فراكسيون به عهده دارم كه فكر مي كنم اگر به آنها بپردازم عملكرد كل فراكسيون بهتر خواهد بود و همبستگي و انسجام فراكسيون بيشتر و بيشتر مي شود.

ما به اينها اعتقاد داريم. طبيعتا هم عده اي طرفداران من هستند و عده اي مخالفان من. عيب ندارد. نقد، حق افراد هست. ما نمي خواهيم رويكردمان را فردي كنيم. نمي خواهيم كل فراكسيون به ٣-٢نفر محدود شود. به همين دليل ببينيد، در همه پرسشها حضور ما كاملا حضور توزيع شده است هست. همه اعضا در زمينه هاي متفاوت فعاليت مي كنند. به عنوان نمونه در همين تشكيل كميسيون تلفيق بودجه كار جدي تشكيلاتي كرديم، واقعا هم همه اين دفعه تشكيلاتي عمل كردند. اگر ما در دفعات قبل روش حذفي را دنبال مي كرديم، به اينجا نمي رسيديم كه همكاران ما متحد راي بدهند. من براي خودم اين رسالت و وظيفه را قائل هستم، نه رسالت فردي كه بگويم بايد تلاش شود تا آقاي عارف، هفته اي دو-سه بار صدايش در مجلس شنيده شود. جاي عارف، آقاي ديگر يا زن ديگر هم بايد شنيده شود، همكاراني كه بايد تجربه كسب كنند خود را براي دوره هاي بعد و فعاليت هاي ديگر آماده كنند و نقش آفرين باشند.

قطعا كسي انتقاد به اين نمي كند كه شما به نفع جريان اصلاحات سكوت كنيد ولي يك زماني است كه ظرفيت جريان اصلاحات با سكوت يك نفر از بين مي رود. آن وقت بايد چه كرد؟

آن وقت بايد فرياد كشيد! مطمئن باشيد كه فرياد مي كشم.

چه وقت نوبت آن مي رسد كه شما فرياد بكشيد؟

هر وقت كه تشخيص داديم. در اين چند سال اين را احساس نكرديم و برنامه هايي كه در مجلس داشتيم را با متانت، با حوصله و باصبر، دنبال مي كنيم.

ولي قبول داريد كه گاهي هم بايد فرياد كشيد؟

حتما. اگر مورد نیاز باشد فرياد هم مي كشيم يا اگر بتوانيم بدون فرياد و با آرامش برنامه هاي خود را پيگيري مي كنيم قطعا چنين عمل مي كنيم.

اما ما گاهي به تاييد صلاحيت مردم هم نياز داريم. اگر مردم نااميد شوند، ديگر به آقاي عارف راي نمي دهند يا حداقل راي عارف ريزش مي كند.

اينجاست كه عارف بايد موضع بگيرد و به تبيين پرسشها و موضع گيري ها و کارها بپردازد.

آيا نبايد در اين ٣ سال، اين فضا را فراهم كرد كه سال ١٤٠٠ نيز مردم همانطور كه در مجلس آمدند و بالاترين راي را به دكتر عارف دادند، باز راي دهند؟ يا حتي در سال ٩٨، آيا مي ‎توان اميدوار بود كه شما به عنوان سرليست اصلاحات همچنان راي نخست را كسب كنيد؟

به هر حال بحث هاي دروني نيز وجود دارد. همكاراني كه آمدند، چون برخي تجربه كار مجلسي ندارند و مي خواهند خط اول باشند، در اين شرايط من حكم و قاضي هستم. اگر وقت آنها را من بگيرم، يك بار همراهي مي كنند. بار دوم چه كنم؟! همين صحبتي كه در موافقت با كليات كابينه كردم، نمونه اين موارد بود. شما ديديد كه اسم بنده درنيامد ولی خدا مي داند كه با اكراه صددرصد آن كار را كردم كه احيانا نگويند آقاي عارف، حق ما را خورده. چون طرف عضویت كرده و مي خواهد خودش صحبت كند. حتي دوستان تشكيلاتي ما و دوستان باسابقه اي كه مدعي هستند و صورت هاي حزبي كه اسم نمي برم همواره تاكيد داشتند بايد تشكيلاتي عمل كنيم، در اين قبيل موارد علاقه مند هستند كه شخصا ديدگاه هاي خود را مطرح كنند و صحبت كنند. حالا اگر من هم مثل آنها مي شدم، فكر مي كنيد انسجام اين فراكسيون حفظ مي شد؟!

چون هيچ وقت به نفع خودتان از اين وقت استفاده نكرديد؟

چون من تصميم گيرنده هستم، نمي توانم اين كار را انجام دهم و قطعا در آينده هم سعي مي كنم چنين عمل نكنم مگر بر اساس خرد جمعي و نظر دوستان.

آقاي دكتر، اين را مي پذيريم كه بخشي از ظرفيتي كه امروز دكتر محمدرضا عارف دارد، مرهون جريان اصلاحات هست. جامعه مي گويد وقتي كه ٢ ميليون و ٥٠٠ هزار راي به شما داده، مي خواهد اين راي را ببيند. فرض كنيد كسي در زندان است و اوضاعش هم در زندان درست نيست و شرايط سختي دارد ولي هيچ صدايي از فراكسيون اميد درنمي آيد يا رييس فراكسيون اميد حرفي نمي زند. يا فرض كنيد در عنوان حصر، رييس فراكسيون ما مي گويد هرچه كمتر راجع به آن حرف بزنيم، نتيجه بهتر هست. يا در موارد متعدد. آنجاها كه انتظار داريم، اصلا فرض كنيد انتظار اين است كه آقاي دكتر عارف، وقتي دوربين ها از او در مجلس عكس مي گيرند، يك حركتي داشته باشد. بدنه اجتماعي شما اين را كه محمدرضا عارف دايم روي صندلي نشسته، برنمي تابد. ممكن هست، بگوييد غلط است و اشتباه مي كند كه برنمي تابد. ولي او انتظار تحرك دارد. انتظار دارد كه اين پويايي را ببيند.

در مورد دوستان مطبوعاتي پيگيري هايي كه انجام داديم شما و دوستان تان مطمئنا اطلاع داريد. از طرفي از نظر پيگيري مطالبات زندانيان و گروه هاي ديگر، با رييس محترم قوه قضاييه جلسه خيلي خوبي داشتيم و رابط معين كرديم. براي اينكه سليقه اي هم عمل نشود و منسجم عمل كنيم، رابطي تعيين كرديم كه ديدگاه فراكسيون را مطرح مي كند و آدم خبره اي هم است كه در قوه قضاييه جايگاه داشته و ان شا ءالله اميدواريم كه اين پرسشها پيگيري شود. ما در پيگيري مطالبات جامعه و نه فقط اصلاح طلبان، واقعا كوتاهي نكرديم. تقسيم كار كرديم. به عنوان نمونه براي دانشجويان الان كارگروهي داريم. يك مسوولي دارد و ٥-٤ نفر از دوستان هم در آن عضويت دارند كه چالش ها و بحث هاي دانشجويان را دنبال مي كنند. اكنون بحث جدي درمورد پايان دادن ماجراي ستاره دارها جزو برنامه و دستور كار ما است و من در شهركرد، موضع فراكسيون را اعلام كردم كه اصلا بايد پرونده آن به استناد آيين نامه ها و قوانين بسته شود. همين روزهاي اخير هم اين مساله ازسوي ديگر دوستان پيگيري شد. در مورد حصر هم كارگروه ما عنوان را به صورت جدي پيگيري مي كند.

با اين حال بايد بگويم كه اگر نشستن گناه است و بايد در مجلس سيال باشم و قدم بزنم كه اصلا قبول ندارم ولی اگر اين طور هست، خدا ببخشد. (با خنده)

اصلا راه رفتن در صحن خلاف آيين نامه است!

اما در عين حال، فكر مي كنيد مدتي كه در مجلس هستم، چند دقيقه مي شود كه تنها باشم؟ گاهي مي خواهم چند دقيقه بيرون بروم، تا بلند مي شوم، دوستي مي رسد. يعني وقتي ساعت ٩ صبح مي خواهم ١٠ دقيقه بيرون بروم و برگردم، ساعت ١١ و نيم مي شود و هنوز وقت نكرده ام. اتفاقا كار من مهم تر از آن است كه به همكاران بگويم بنده را تنها بگذارند چون مي خواهم نطق دودقيقه اي كنم و سه ساعت بنشينم و نطق تهيه كنم، نمي دانم. اگر مساله شخص محمدرضا عارف مطرح باشد، آن كار بهتر است كه هر هفته صدايم از تريبون مجلس به نحوي پخش شود و صداي محمدرضا عارف شنيده شود. ولی اگر بحث گفتمان باشد، پيگيري، پيشرفت و به نتيجه رساندن برنامه ها و رايزني با همكاران مدنظر باشد، شايد مسيري كه الان در فراكسيون مي روم، مسير مناسبي باشد. بايد بگويم كه اكنون بنده، صرفا محل مشورت اصلاح طلبان نيستم و خيلي اوقات ساير دوستان هم پرسشها و طرح هاي كليدي ارزش را با من مطرح مي كنند و نظر مشورتي من را خواهان هستند. يعني پيش مي آيد كه دوستان اصولگرا طرحي را كه آماده شده، براي مشورت به من مي دهند و وقتي مي گويم به فلان دليل خوب نيست، طرح را كنار مي گذارند.

شما دلواپس ريزش راي شخص خودتان نيستيد؟

من اصلا هيچ وقت شخصي به پرسشها نگاه نمي كنم.

پس احيانا برنامه اي براي انتخابات رياست جمهوري نداريد؟!

اين ربطي به داشتن برنامه ندارد. ما نمي خواهيم با شعار راي بخريم. ما انتظار داريم جامعه براساس آشنایی افراد، توانايي آنها، كارايي آنها و نقش آفريني ارزش راي دهد. مطمئن باشيد بنده هرگز حركتي در مجلس با نگاه به آينده خودم، نخواهم كرد. امكان ندارد. اين را خلاف وظايف نمايندگي مي دانم. انجام وظيفه نمايندگي و هدايت و هماهنگي و انسجام بخشيدن به فراكسيون اميد و فعال نگه داشتن همه نمايندگان اين فراكسيون و رايزني با آنها را مهم ترين رسالت خود مي دانم. البته اين نكته را بايد تاكيد كنم بحث انتخابات ۱۴۰۰ بحثي زودهنگام است.

اگر شما در جايگاه نماينده جريان اصلاحات باشيد، چطور؟!

اگر بخواهم اين كار را انجام دهم، ديگر نماينده اين جريان نيستم. آن وقت اهداف خودم را نمايندگي مي كنم. اگر بخواهم جريان را نمايندگي كنم، همين كاري كه الان مي كنم را درست مي دانم. بياييد تعداد جلساتي كه فراكسيون اميد تاكنون برگزار كرده را بررسي و تحليل كنيد. تعداد جلسات فراكسيون در ١٩ماه گذشته را با كل دوره ها و فراكسيون هاي ديگر مقايسه كنيد. ما عموما هر روز ٦ و نيم صبح جلسه داريم. البته كه مي توانم اين كارها را نكنم و براي خودم، نطق يا تذكر ٢ دقيقه اي تهيه كنم و در صحن نطق كنم. همه دوستان هم قبول دارند كه اشرافم به پرسشها مديريتي كشور خوب است و مي توانم في البداهه صحبت كنم. چه مشكلي حل مي شود؟ درعوض به دوست ديگر مي گويم كه اين كار را انجام دهد و من وظيفه ديگري را انجام مي دهم. اكنون به طور طبيعي اين تقسيم كار انجام شده است هست. البته اين الگوي جديدي است و درك آن كمي زمانبر است اينكه نماينده بايد چه كار كند، و وظيفه اصلي او چيست بحث درستي است و ثانيا ما برخي الگوها و حركات و لابي گري ها در مجلس را صحيح نمي دانيم. ما به اين شيوه ها اعتقاد نداريم و مي خواهيم تغيير الگو دهيم.

يعني حتي حاضريد به قيمت تغيير الگوي واکنش‌ها پارلماني، راي ها را از دست بدهيد؟

مطمئنا چنين نخواهد شد و ان شاءالله فراكسيون اميد با ارايه كارنامه قابل قبول در انتخابات بعدي جايگاه خود را حفظ و ارتقا خواهد بخشيد.

منظور راي انتخابات نبود. منظورم راي گيري هاي داخل صحن بود.

ما شبكه مديريت صحن را داريم كه كار مي كند و در مواردي كه تصميم گرفته ايم عموما موفق بوده ايم.

اين شبكه ها چقدر موفق بوده و هستند؟!

به نظرم موفق عمل كرده است البته ما سعي مي كنيم همه امور را فراكسيوني نكنيم و استقلال نمايندگان را حفظ كنيم. ولی اگر فراكسيوني تصميم گيري كرديم، تعصب داريم و الحمدالله هم خوب عمل مي كنيم. گاهي ظرف چند دقيقه، نظري كه داريم را از طريق همين شبكه اي كه در صحن داريم، به اطلاع اعضاي فراكسيون مي رسانيم. البته بحث نظر شخصي من نيست. من مخالفم كه يك چيز بگويم و همه بگويند چشم. مبنا خرد جمعي و تصميم جمعي است ولی آن جا كه مورد نیاز هست، واقعا با شبكه اي كه داريم سريع تصميم مي گيريم. همان طور كه اشاره كردم سعي مي كنيم نمايندگان عموما بر اساس استقلال راي خود و نظر كارشناسي عمل كنند. اين را مورد نیاز مي دانم. بنا نيست كه در روز ٥-٤ تصميم فراكسيوني بگيريم. شايد در هر دو يا سه هفته، يك تصميم فراكسيوني مي گيريم و دوستان هم رعايت و همراهي مي كنند.

در بحث فراكسيون اميد، سوالي كه پيرو برخي اتفاقات اخير مطرح شده است اين است كه آيا تشكيل چند فراكسيوني كه اخيرا با محوريت نمايندگان اصلاح طلب شكل گرفت، ناشي از اين تقسيم كار است؟ چون اين انتقاد مطرح است كه اخيرا برخي اعضاي شاخص فراكسيون اميد هم كمي از اين فراكسيون نااميد شدند و خودشان فراكسيون هاي جداگانه تشكيل دادند. فراكسيون هايي همچون پيشگيري از جرايم و آسيب هاي اجتماعي به رياست آقاي فتحي، فراكسيون حقوق شهروندي به رياست آقاي حسين زاده يا فراكسيون براق سازي به رياست آقاي صادقي.

اولا پيگيري عنوان براق سازي از سياست هاي اصلي ما بود و از همان ابتدا قرار شد، آقاي دكتر صادقي وقتش را آنجا بگذارد. نكته ديگر اين است كه فراكسيون اميد يك فراكسيون سياسي هست. تشكيل فراكسيون هاي تخصصي، يك بحث جدي است كه بايد بررسي كنيم و ببينيم آيا اصولا مجالس بايد به اين سمت بروند يا بايد پرسشها تخصصي در كميسيون ها پيگيري شود. نمي خواهم وارد اين بحث شوم ولي اگر بنا شد تشكيل شود، ما بايد محوريت خود را حفظ كنيم. بنابراين هرجا اگر بحث يك فراكسيون تخصصي شده، ما توصيه كرديم كه دوستان مان حضور پيدا كنند. البته اعتقاد دارم اگر كميسيون هاي تخصصي مجلس، جدي تر به پرسشها تخصصي برسند چندان نيازي به تشكيل فراكسيون تخصصي در مجلس نيست. فراكسيون هاي مجلس بايد فراكسيون سياسي باشد.

در شرايط فعلي چطور است؟

در شرايط فعلي كه كميسيون ها كارايي مورد نیاز را ندارند، مجلس به سمت فراكسيون هاي تخصصي رفته هست. بنابراين موضع ما اين است كه دوستان ما نيز در اين فراكسيون ها حضور جدي داشته باشند. تقريبا هم در اكثريت فراكسيون هاي تخصصي، دوستان ما حضور جدي و نقش دارند.

اين انتقاد را نمي پذيريد كه نااميدي اعضاي فراكسيون از فراكسيون اميد باعث شده است كه به سمت تشكيل فراكسيون هاي خود بروند؟

خير، چنين نيست. نكته مثبت اين اتفاق اين است كه با تشكيل فراكسيون هاي تخصصي ما راي افراد غيراميدي را براي راهبردها و برنامه هاي خودمان جلب مي كنيم. همين بحث از بین بردن اعدام، در مورد محكومين مواد مخدر اگر فقط راي فراكسيون اميد به تنهايي بود، راي نمي آورد. فراكسيون اميد طرح را شروع كرد. آقاي دكتر فتحي و دوستان پيگيري كردند. كميسيون هاي تخصصي مجلس هم همراهي كردند، دوستان ديگر هم همراه مان شدند و كساني كه اصلا باور نمي كرديم، از اين طرح پشتيباني كنند، به مدافع سرسخت اين طرح تبديل شدند. اينطور بهتر است يا اينكه اصرار داشته باشيم اسم فراكسيون بيايد؟

بگذاريد به طور موردي بحث را ادامه دهيم. به عنوان نمونه بحث حقوق شهروندي، آيا يك بحث تخصصي است؟ آيا پيگيري حقوق شهروندي را نبايد در قالب برنامه هاي سياسي و اجتماعي خود فراكسيون اميد، دنبال كنيم؟

اين در كميته تخصصي، به خوبي دنبال مي شود. و فراكسيون هم پيگيري ها و کارها خود را انجام مي دهد.

ضمن اينكه خود فراكسيون هم ٧ كميته دارد. باز به نظر مي رسد آن چنان موجه نيست كه اعضاي ارشد و تاثيرگذار فراكسيون اميد، فراكسيون هاي موازي تشكيل دهند.

ببينيد، اگر اين پرسش در زماني كه ما اكثريت مطلق را داشتيم، مطرح مي شد، سوالي جدي بود و بايد جواب آن را مي داديم. ولی الان اكثريت مطلق نداريم و صرفا اكثريت نسبي با ماست. اين را قبول داريم. در شرايطي كه اكثريت نسبي داريم، براي اينكه بتوانيم برنامه هاي خود را اجرا كنيم، بايد راي ديگران را جلب كنيم. يك راه حل همين تشكيل فراكسيون هاي تخصصي هست. به اين ترتيب كه خيلي هم اصرار نكنيم كه تصور شود، فلان فراكسيون تخصصي، متشكل از اميدي ها است و معتقديم اين فراكسيون ها بايد جامعيت داشته باشد. چراكه اولا سریعتر به نتيجه مي رسيم و در ثاني هم ما بحث گفت وگوي ملي را مطرح كرديم و يك راه گفت وگوي ملي همين كنار هم نشستن در بحث هاي تخصصي هست. ما نمي خواهيم همه چيز به اسم فراكسيون ما تمام شود. مي خواهيم به نفع كشور كار شود. و تصميمات مجلس حتي الامكان اجماعي باشد و با تفاهم و همكاري با ساير فراكسيون ها و نمايندگان محترم فعاليت كنيم. اين مهم است.

برنامه فراكسيون اميد در اجلاسيه دوم اين بود كه كميته هاي ۷گانه فراكسيون فعال شوند. اكنون وضعيت چطور است؟

همين طور كه گفتيد، فعال شدند و برنامه اي جدي داريم. در سال دوم، تقريبا همه كميته ها، به جز يكي، دو مورد از آنها، برنامه خود را ارايه كرده اند و با تصويب شوراي مركزي فراكسيون مبناي حركت آنها قرار گرفته است.

كدام كميته ها برنامه نداده اند؟

بين دو كميته شك دارم. الان برنامه كميته هاي اقتصادي، اجتماعي، زيربنايي و صنعت نهايي شده، اولويت هاي ارزش حتي تحقيق و تفحص هاي ارزش مشخص شده است هست. بقيه هم در اولين جلسه شوراي مركزي مورد بررسي قرار مي گيرد. براي هر برنامه و هر طرحي هم كه داريم، يك مسوول گذاشتم. امسال ان شاءالله حركت برنامه اي محور فعاليت ها است.

سه بحث گفت وگوي ملي، برطرف حصر و برنامه شخص شما براي انتخابات ١٤٠٠ باقي مانده. در اين خصوص هم توضيح دهيد.

ما حقيقتا گفت وگوي ملي را يك ضرورت جدي كشور مي دانيم. به همين دليل در مهرماه سال گذشته، پيشنهاد آن را مطرح كرديم و هم اكنون هم كار را تا حدودي جلو مي بريم. البته انتظارمان اين بود كه جريانات داخل مجلس، بيشتر حمايت و همراهي مي كردند كه اميدوارم در اين مسير به نتيجه برسيم. مبناي ما هم اين است كه حركت براساس مشتركات باشد و از پرداختن به اختلافات بپرهيزيم.

بحث حصر را كه همواره دنبال مي كرديم. براي اينكه جدي تر دنبال كنيم، كميته اي تشكيل شد. و پيگيري ها را دنبال مي كند و روند قابل قبولي را داريم. اميدواريم با نگاه مثبتي كه به حل اين مساله وجود دارد هر چه سريع تر اين مساله حل شود.

درمورد بحث انتخابات ١٤٠٠ هم آنچه مدنظرمان هست، اين است كه ما در گام بعدي انتخابات سال ۹۸ را پيش رو داريم. بايد توان و انرژي ما در جهت انتخابات مجلس آينده صرف شود. اميد داريم نه تنها دستاوردهاي ارزشمند فعلي را حفظ كنيم، بلكه اين سطح از پيروزي را ارتقا نيز بدهيم. بعد از انتخابات ٩٨ براي ١٤٠٠ تصميم گيري خواهيم كرد. چون روش اصلي ما، اجماع و انسجام در درون جريان اصلاحات است فكر مي كنم انتخابات مجلس آينده، محمل خوبي است كه بتوانيم به انسجام برسيم و براساس انسجامي كه در ٩٨ پيدا مي كنيم، براي ١٤٠٠ تصميم گيري كنيم.

ممنون از توضيحات تان. فقط درمورد برطرف حصر خيلي كلي صحبت كرديد. چشم اندازتان براي برطرف حصر چيست؟

من خوش بينم. با حوصله مي توان به نتيجه رسيد. به نظرم در مقاطعي نزديك تر به حل مساله شده است بوديم ولی سياسي و رسانه اي شدن مساله، منجر به كند شدن روند پيشرفت آن شد. اميدوارم تلاش ها و پيگيري هايي كه در اين مقطع و در نهادهاي متفاوت مي شود با عنايت بزرگان نظام به حل مساله بينجامد.

چرا؟

واقعيت اين است كه اين پرسشها آیا ندارد. مي دانيم كه مساله مسابقه ها و مسائلي ديگر مطرح هست. چنين مسابقه ها بعضا باعث مي شود افراد ملاحظه كنند كه ورود جدي به اين مساله پيدا كنند.

يعني مواضع مواضع اعلامي و اعمالي در اين خصوص متفاوت است؟

واقعيت اين است كه ما در جلسات خودماني، خيلي با دوستان اختلاف نظر نداريم. وقتي موضع رسمي مي شود، اختلاف هم پيدا مي شود. به همين دليل مي خواهيم همه براساس مواضع غيررسمي افراد، مساله را حل كنيم. نمي خواهيم مواضع رسمي افراد، مانع حل مشكل شود. براي اينكه بتوانيم در فضاي دوستانه مشكل را حل كنيم، به نظرم عنوان رسانه اي نشود بهتر است.

چشم انداز روشن براي حل آن داريد؟

چشم انداز روشن به اين معنا كه بتوانم وقت بگويم، خير. هرچند من واقعا با نگاه ملي و اعتقادي، فكر مي كنم بايد خيلي سریعتر مساله حصر حل مي شد و الان هم دير شده است هست. اين مشكل بايد حل شود. ان شاءالله اميدواريم هرچه سریعتر اين مشكل نيز حل شود.

آيا ممكن است شما اولين ملاقات كننده با مهندس موسوي باشيد؟!

اگر چنين اتفاقي بيفتد خوشحال خواهم شد.

براي اينكه انسجام حفظ شود، سكوت، تحمل، سعه صدر و بعضا فحش خوري را يك اصل مي دانيم.

اميدوارم تا پايان سال جاري تركيب جديد شوراي عالي اعلام شود.

ما نمي خواهيم با شعار راي بخريم. ما انتظار داريم جامعه براساس آشنایی افراد، توانايي آنها، كارايي آنها و نقش آفريني ارزش راي دهد. مطمئن باشيد بنده هرگز حركتي در مجلس با نگاه به آينده خودم، نخواهم كرد.

فراكسيون اميد با ارايه كارنامه قابل قبول در انتخابات بعدي جايگاه خود را حفظ و ارتقا خواهد بخشيد .

اگر مورد نیاز باشد فرياد هم مي كشيم يا اگر بتوانيم بدون فرياد و با آرامش برنامه هاي خود را پيگيري كنيم، قطعا چنين عمل مي كنيم.

شعار ما آرامش و اخلاق است و ما پايبند به اخلاق هستيم. من حق ندارم از حق و امكان ديگران، به نفع خودم استفاده كنم.

شبكه مديريت صحن ما در مواردي كه تصميم گرفته ايم عموما موفق بوده است.

من مخالفم كه يك چيز بگويم و همه بگويند چشم.

فراكسيون هاي مجلس بايد سياسي باشند.

ما نمي خواهيم همه چيز به اسم فراكسيون ما تمام شود. مي خواهيم به نفع كشور كار شود.

حقيقتا گفت وگوي ملي را يك ضرورت جدي كشور مي دانيم و به همين دليل در مهرماه سال گذشته، پيشنهاد آن را مطرح كرديم.

به نظرم در مقاطعي به حل مساله برطرف حصر نزديك تر شده است بوديم ولی سياسي و رسانه اي شدن مساله، منجر به كند شدن روند پيشرفت آن شد.

مي خواهيم براساس مواضع غيررسمي افراد، مساله حصر را حل كنيم. نمي خواهيم مواضع رسمي افراد، مانع حل مشكل شود.

چشم انداز روشن به اين معنا كه بتوانم وقت بگويم، خير. هرچند من واقعا با نگاه ملي و اعتقادي، فكر مي كنم بايد خيلي سریعتر مساله حصر حل مي شد و الان هم دير شده است است.

اعتماد

واژه های کلیدی: انتخابات | انتخابات شورا | انتخابات مجلس | انتخابات شوراها | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs